شب جمعه گذشته بود که مشغول کار بودم و نفهمیدم ساعت چجوری گذشت ساعت حدود هفت و نیم بود که کمکم دست از کار کشیدم و پیش خودم گفتم دیگه برم دستامو بشورم و برم از نهار که اومده بودم یک بند کار کرده بودم خسته بودم دستامو شستم و نشستم ی میوه خوردم ساعت شد حدود هشت ساعت هشت شب تو شهرک صنعتی ما خیلی خلوته میخواستم برم لباس عوض کنم بیام که ی پژو روا اومد تو کوچه ما قبل مغازه من وایستاد تعجب کردم چون اون موقع از شب هیچ کدوم از همسایهام نیستن دیدم ی لاشخور از ماشین پیاده شد اومد درو باز کنه دید در قفله من معمولا" در مغازه رو از پشت قفل میکنم با شک و تردید اومدم درو باز کردم لای در وایسادم گفتم جانم گفت داداش اچار سیو دو داری پیچ رینگم شل شده ی نظر به رینگش نگاه کردم گفتم وایسا بذار نگاه کنم ببینم دارم در رو قفل کردم پیش خودم فکر کردم که اون رینگش که اچار حدود نوزده میخود از قبلشم که قیافش منو به شک انداخته بود برگشتم بگم ندارم دیدم دو نفر دیگه از اون قیافه های خلاف از ماشین پیاده شدن دوزاریم اوفتاد که درو دیگه باز نکردم و زنگ زدم به پلیس 110 گفتم گفت چی شده طلب دارن ازت؟ گفتم نه بابا طلب چیه من نمیشناسمشون گفت اگر دروغ گفته باشی خودتم میبرم ی شب نگرت میدارم گفتم باشه ادرسو دادم خودمم رفتم تو بالکن که اگر شیشه رو شکوندن بتونم با پرتاب وسایلی که تو. بالکن دارم از خودم دفاع کنم تو همین هین شانسی که اوردم این بود که همسایه بغلیم بطور اتفاقی اومدن بار ام دی اف خالی کنن اونهام گذاشتن و رفتن بعدش من با همسایمون نشستیم تو ماشین تا یک ساعت پلیس نیومد میبینید چه مملکت امنی داریم از این به بعد یا باید ی شمشیر بذارم تو مغازه باشه یا ی اسلحه ای تفنگی چیزی زندگی شطرنج دنیا و دل است ------------------------------------------------------------------------------ پ ن:هر کس اسم شاعر این شعررو میدونه لطفا" بگه من هم مطلع شم چون هر چی تو گوگل گشتم پیدا نکردم رسم است هر که داغ جوان دیده دوستان رأفت برند حالت آن داغدیده را باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم وقتی چمن رسیده به اینجای شعر من پیراهنی به غیر غزل نیست در برم دستی به جام باده و دستی به زلف یار شعرم اگر به ذوق تو باید عوض شود دیگر زمانه شاهد ابیات زیر نیست مرگا به من که با پر طاووس عالمی وقتی چراغ مه شکنم را شکسته اند عمری به راه نوبت خودرو نشسته ام تا شاید اتفاق نیفتد از این به بعد با من برادران زنم خوب نیستند دارد قطار عمر کجا می برد مرا؟ ور نه ز هول مرگ زمانی هزار بار ناصر فیض ما شاد و مست و باده بنوشیم و گوهریم هر چند که در ملامت و غم نیز اندریم پی اچ تی اگر در کفمان نیست این بدان هفت شهر عشق را که بخواهی از بریم با پاک نهادان همدرد میشویم با ظالمان هر چه بخواهی ستمگریم اینسان چنان که گل میان خار میدمد در خار رسته ایم که با گل برابریم با سعی و همت ار چه بر اورده ایم نیاز میگویند که فعال اقتصاد کشوریم از پول ما زدند به جیب به اسم اختلاس گویا گمان کرده اند ماها غضنفریم سحر که از کوه بلند، جام طلا سر می زنه ..................................................................................... این شعر،شعری از اهنگ یا ترانه های بانو دلکش یکی از خواننده های قدیمیه که ی جا خوندم سال پنجاه و دو خونده. اهنگشم رو وبلاگم گذاشتم که فقط از برنامه اینترنت اکسپلولر اجرا میشه گاهی این اهنگهای قدیمی خیلی میچسبه اهنگهای یا ترانه های امروزی که همهش شبیه هم شده مدل رپ مملکت قاطی پاتی ادماش لاطی ماتی مالیات میاد بی پول میشی اجاره میخواد صاحب ملک باشی میوفتی تو وام و بدهی بی پول میشی، بدهکار میشی، میوفتی تو کار چک بازی . . . کی میگیره پیر پسر باشی کی میکشه حکیم باشی کی میپزه انتر باشی کی میخوره دلال باشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی مملکت قاطی پاتی . . . . . مملکت قاطی پاتی ادماش لاطی ماتی مالیات میاد بی پول میشی اجاره میخواد صاحب ملک باشی میوفتی تو وام و بد هی بی پول میشی بدهکار میشی میوفتی تو قرض و بدبختی کی میبره تنبل باشی کی میبازه کار کن باشی کی میخوره دلال باشی کار میکنه احمق باشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی مملکت قاطــــــی........ پاتــــــــی دیدید بعضیها چجوری صحبت میکنند عمو جواد به مولا یک دونه ای داداش ، خیلی مردی جون داداش میخوامت به این نوع صحبت کردن میگن کوچه بازاری یا بعضیها هم جناب مهندس فلانی بدون فوت وقت اینجوری کنید یا سایه عالی مستدام و... به این نوع میگن با کلاس صحبت کردن یا ......کلاس بعضی ها هم هذب باد هستند تو هر موقعیت یا جمعی که قرار بگیرند همونجوری صحبت و رفتار میکنند یک روز پای منبرند و یک روزم لاط سر کوچه یعنی هر جوری که به نفعشون باشه همون جوری رفتار میکنند گروه دیگری هم هستند که جزع هیچکدوم از این گروه ها نیستند و خیلی راحت و معمولی صحبت میکنند. راستی شما جزع کدوم گروهید و به نظر شما کدوم گروه از همه بهتره؟ و اگر گروه های دیگه ای رو هم میشناسید بگید ................................................................................. پ.ن گروهای دیگه ای هم هستند مثل گروه های ای وا خواهر ها چند وقتیه که از پل شهرک صنعتی رد میشم ی نفری که همیشه رو پل مینشست رو نمیبینم منظورم گدای رو پل شهرک صنعتیه اسمشم ننه گداست ننه گدا از این گدا معمولیها نیست ی پیرزن چرقد دار با مزست چرقد که میدونید چیه چرقد ی نوع روسریه که زنهای قدیمی سر میکردن اونوقت جلوی موهای ننه گدا هناییه و فرق وسط هم باز کرده بعضی موقع نون شیرمال میفروشه بعضی موقع ها شونه و جوراب و سنجاغ قفلی میاره چیزی هم که گیرش نیاد میشینه گدایی میکنه چند مدتی بود که ننه گدارو ندیده بودم و دلم براش تنگ شده بود اخه من حدود پنج یا شش ساله تو شهرک صنعتی کار میکنم هر روز صبح که از رو پل شهرک صنعتی رد میشم برم اونطرف این ننه گدا اونجا نشسته یک پول خوردی بهش میدم میگه خدا خیرت بده ننه من فکر میکردم ننه گدا مرده که دیگه نمیاد اونجا تا اینکه اینو بگم بخندید چند وقت پیش رفته بودم دنبال ی کار اداری همون نزدیکای خودمون که دیدم ننه گدا اونجا نشسته بغل ساختمونه بیمه خندم گرفت گفتم ننه اینجا واسه چی نشستی قبلا رو پل شهرک بودی بهش به شوخی گفتم نکنه وضعت خوب شده ننه دیگه نمیای سر کار؟ گفت نه ننه دیگه نمیتونم از پله های پل برم بالا پام درد میکنه اینجا با اتوبوس میام پیاده میشم. از من به تو نصیحت اگر دو روزه عمر رو میخوای که مفت نبازی غصه ها رو رها کن از دل خود جدا کن غمو بگیر به بازی دلتو بیخیالی یادش بده هر طرف که باد میاد بادش بده دیروز که گذشته فردا رو کی دیده پس امروزو عشقه زندگی غماره خیلی ها میبازن پس امروزو عشقه دلتو بیخیالی یادش بده هر طرف که باد میاد بادش بده مبادا که بشینی به عشقی چشم بدوزی تو این دوره زمونه به اتیشی بسوزی دلتو بیخیالی یادش بده هر طرف که باد میاد بادش بده دلتو بیخیالی یادش بده هر طرف که باد میاد بادش بده سلام و صد سلام به دوستهای گلم سال نو مبارک امیدوارم در این سال نود به همه ارزوهاتون برسید یادمه پارسال تو ایام نوروز اومدم اینجا و نوشتم ا ا ا دیدید چه زود گذشت انگار همین دیروز بود میگفتیم داره سال جدید یعنی سال هشتادو هشت میاد حالا سال هشتادونه شده حالا هم که دارم میگم سال نود مبارک و همینجور به چند چشم به هم زدن کوچیک میبینیم که چهل پنجاه ساله شدیم خوب کاریشم نمیشه کرد فقط باید این هنر رو در خودمون پرورش بدیم که بیخیال و شاد زندگی کنیم و حرص بیخودی برای این دنیای بی ارزش نخوریم چون هیچ کسی از فردای خودش خبر نداره امروز خوشهالم چون بعد از چند ماه دوباره دارم اینجا مینویسم ویاد گذشته هام و یاد دوستام میفتم هر چند که فقط همین یکی دو روزه هستم امیدوارم در سال نود همه طعم خوشبختی و ارامش ..بچشید. البته اگر احمدی جون بذاره سلام مدتیه اینترنتم قطع شده و بصورت کج دار و مریض یا کج دار و مریز میام نت و از طرفی هم فرصت نت اومدن ندارم به همین خاطر تا مدتی دیگر نیستم یا نخواهم بود. در ۴ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار حمید مصدق خرداد ۱۳۴۳ : تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز، سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت ؟!! جواب زیبای فروغ فرخ زاد : من به تو خندیدم چون که می دانستم تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی پدرم از پی تو تند دوید و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه پدر پیر من ست من به تو خندیدم تا که با خنده به تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک دل من گفت: برو چون نمی خواست به خاطر سپرد گریه تلخ تو را... من که رفتم و هنوز سالها هست که در ذهن من آرام آرام حیرت و بغض تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت ؟!! تو ای مادر که یک عمره، دلت با غصه دمسازه عکسی با عنوان (((عشق مادر در زمانه زلزله))) * گر به هستی برسی مست نگردی مردی گر به نیستی برسی سست نگردی مردی
صفتی طاقت اسرار نداری اما عشق دنده عقب وارد شد! * کی به کیه ؟ منم پرایدم
جوش..........گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم
وجود آمد مادر بزن عقرب که دردش کمتر است بهای شکسته دلان است
نقل از وبلاگ : http://www.asheghe-nawal.persianblog.ir داشت یادم میرفت امروز روزه تولد وبلاگمه درسته این یک سال خیلی زود گذشت اما باور کنید من فکر میکنم چند ساله که این وبلاگو دارم . خوشحالم به خاطر اینکه هر چیزی دلم خواسته تو این یک سال نوشتم و خوشحالم به خاطر اینکه تو این یک سال دوستای خوبی پیدا کردم و ناراحتم به خاطر اینکه خیلی کم فرصت میکنم به دوستای گلم سر بزنم 
قصه ی پررنج صدها مشکل است
شاه دل کیش هوسها میشود
پای اسب آروزها در گل است
فیل بخت ما عجب کج میرود
در سر ما بس خیال باطل است
ما نسنجیده پی فرزین او
غافل از این که حریفی قابل است
مهره های عمر من نیمش برفت
مهره های او تمامش کامل است
بادل صدیق ما او حیله ها
دارد و از بازیش دل غافل است
یک دوست زیر بازوی او گیرد از وفا وان یک ز چهره پاک کند اشک دیده را
آن دیگری بر او بفشاند گلاب قند تا تقویت شود دل محنتکشیده را
یک چند دعوتش به گل و بوستان کنند تا برکنندش از دل، خار خلیده را
جمعی دگر برای تسلای او دهند شرح سیاهکاری چرخ خمیده را
القصه هر کس به طریقی ز روی مهر تسکین دهد مصیبت بر وی رسیده را
آیا که داد تسلیت خاطر حسین چون دید نعش اکبر در خون تنیده را
آیا که غمگساری و اندوه بری نمود لیلای داغدیدهی محنتکشیده را
بعد از پدر دل پسر آماج تیغ شد آتش زدند لانهی مرغ پریده را
شد، شد، اگر نشد، دهنم را عوض کنم
گاهی برای خواندن یک شعر لازم است
روزی سه بار انجمنم را عوض کنم
از هر سه انجمن که در آن شعر خوانده ام
آنگه مسیر آمدنم را عوض کنم
در راه اگر به خانه ی یک دوست سر زدم
این بار شکل در زدنم را عوض کنم
باید که قیچی چمنم را عوض کنم
گفتی که جامه ی کهنم را عوض کنم
پس من چگونه پیرهنم را عوض کن
باید تمام آن چه منم را عوض کنم
وقتی که شیوه ی سخنم را عوض کنم
یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم
باید چراغ مه شکنم را عوض کنم
امروز می روم لگنم را عوض کنم
روزی هزار بار فنم را عوض کنم
باید برادران زنم را عوض کنم
یارب! عنایتی! ترنم را عوض کنم
مجبور می شوم کفنم را عوض کنم
بیا بریم صحرا که دل، بهر خداش پر می زنه
بیا بریم جون کیجا، دنبال اون مرد جوون
تو دامن چین دار خود، پر بکنیم لاله و ریحون
مرغک زیبا، روی چـمن ها، می خـونه
نغمه ی شورش، کـرده دلـم را، دیـوونه
دفتر گل در مکتب بستان، بگشوده ست
بلبل از آنها ، درس وفـایی، می خوونه
ما همه اهل صفاییم، بنده ی خاص خداییم، چشمه مهر و وفاییم






در ۶ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه (از مدرسه)
در ١٢ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتن دوست (یافتن)
در ١٨ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... گرفتن گواهى نامه رانندگى
در ٢٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه
در ٣۵ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن
در ۴۵ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن
در ۵۵ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن
در ۶٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه
در ۶۵ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... تمدید گواهى نامه رانندگى
در ٧٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتن دوست (تنهایی)
در ٧۵ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه (از هر کجا)
در ٨٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار
صبوریهای تو مادر، منو به گریه میندازه
مث یک طفل خواب آلود، من محتاج آغوشم
از اون لالایهات مادر، بخون بازم توی گوشم
برای سرنوشت من، تو دلواپس ترین بودی
برای اشک های من، همیشه آستین بودی
تو ای همواره غمخوارم، تو ای محرمترین یارم
به نام نامی مادر، همیشه دوستت دارم
نوازش کن منو مادر، که فرزند تو غمگینه
کی می خواد بعد از این، تو قلب من، جای تو بنشینه
گل من، روزگار روزی، تو رو از شاخه میچینه
در آغوشم بگیر مادر، که رسم روزگار اینه
* نورپایین ، نشانه شعوربالاست
* بوق نزن شاگردم خوابه
* دانی که چرا راز نهان با تو نگفتم طوطی
*رفیق بی کلک مادر...
* کار صد عیسی کند یک یا علی
* بر دریچه قلبم نوشتم..ورود عشق ممنوع.
اینم پشت یه تراکتور نوشته بود :
100 بار بدی کردی و دیدی ثمرش را ...
خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی
* رادیات عشق من از بهر تو آمد به
* اشکالی نداره منم یه روز بزرگ میشم (پشته یه مینی بوس بود)
* از عشق تو لیلی............ . .رفتم زیر تریلی
* قربان وجودت که وجودم ز وجود تو به
* همه شب بر آستانت شده کار من گدایی
به خدا که این گدایی ندهم به پادشاهی
* تو را من چشم در راهم
* دلم را آهنی کردم مبادا عاشقت گردد
ندانستم توی ظالم دلی آهن ربا داری
* نیش دوست از نیش عقرب بدتر است پس
* شکسته دلت را به بازار خدا ببر خدا خود
*اگه زمونه نامهربونه تو مهربون باش
اگه افتاب میسوزونه تو سایبون باش
* کاش زندگی دنده عقب داشت!!!!!

